هفتم

+ نوشته شده توسط بکرانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۱ قبل از ظهر |
نمونه سوال

+ نوشته شده توسط بکرانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۱ قبل از ظهر |
نمونه سوال هفتم نوبت دوم

+ نوشته شده توسط بکرانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت ۱۱ قبل از ظهر |
نمونه سئوال

+ نوشته شده توسط بکرانی در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت ۱۱ قبل از ظهر |
نکاتی چند درمورد روش های صحیح مطالعه

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید ۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید ۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .

شیوه صحیح مطالعه ،چهار مزیت عمده زیر را به دنبال دارد:
۱- زمان مطالعه را کاهش میدهد.
۲- میزان یادگیری را افزایش میدهد .
۳-مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
۴- بخاطر سپاری اطلاعات را آسانتر می سازد.

برای داشتن مطالعه ای فعال وپویانوشتن نکات مهم درحین خواندن ضروری است تابرای مرورمطالب،دوباره کتاب رانخوانده ودر زمانی کوتاه از روی یادداشتهای خود مطالب را مرور کرد .
یادداشت برداری ، بخشی مهم و حساس از مطالعه است که باید به آن توجهی خاص داشت . چون موفقیت شما را تا حدودی زیاد تضمین خواهد کرد و مدت زمان لازم برای یادگیری را کاهش خواهد داد. خواندن بدون یادداشت برداری یک علت مهم فراموشی است.

شش روش مطالعه :
خواندن بدون نوشتن ،خط کشیدن زیرنکات مهم، حاشیه نویسی  وخلاصه نویسی، کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

۱-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

۲- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

۳- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

۴- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

۵- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

۶- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید) تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

شرایط مطالعه
((بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره وری بیشتر از مطالعه ))

شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر با بازدهی بالاتر داشت و در واقع این شرایط به شما می آموزند که قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید و با دانستن آنها می توانید با آگاهی بیشتری درس خواندن را آغاز کنید و مطالعه ای فعالتر داشته باشید :
۱- آغاز درست :برای موفقیت در مطالعه ،باید درست آغازکنید.
۲- برنامه ریزی : یکی از عوامل اصلی موفقیت ، داشتن برنامه منظم است .
۳- نظم و ترتیب: اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد .
۴-حفظ آرامش: آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال میکند.
۵- استفاده صحیح از وقت :بنیامین فرانکلین، ((آیا زندگی را دوست دارید؟ پس وقت را تلف نکنید زیرا زندگی از وقت تشکیل شده است .))
۶- سلامتی و تندرستی: عقل سالم در بدن سالم است .
۷- تغذیه مناسب: تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.

۸ – ورزش : ورزش کلید عمر طولانی است .
۹-خواب کافی: خواب فراگیری و حافظه را تقویت می کند.
۱۰ –درک مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقی می ماند ، یعنی مطالب است .

چند توصیه مهم که باید فراگیران علم ازآن مطلع باشند.
۱- حداکثر زمانی که افراد می توانند فکر خود را بروی موضوعی متمرکز کنند بیش از ۳۰ دقیقه نیست ، یعنی باید سعی شود حدود ۳۰ دقیقه بروی یک مطلب تمرکز نمود و یا مطالعه داشت و حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه استراحت نمود سپس مجددا” با همین روال شروع به مطالعه کرد.
۲- پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائید چون پس از صرف غذای سنگین بیشتر جریان خون متوجه دستگاه گوارش میشود تا به هضم و جذب غذا کمک کند و لذا خونرسانی به مغز کاهش می یابد و از قدرت تفکر و تمرکز کاسته میشود  همچنین غذاهای آردی مثل نان و قندی قدرت ادراک و تمرکز را کم می کند نوشابه های گازدارهم همینطور هستند.
۳- ذهن آدمی با هوش است اگر یادداشت بردارید خود را راحت از حفظ و بیاد سپاری مطالب می کند و نیز همزمان نمی توانید هم مطلبی را بنویسید و هم گوش دهید . پس در حین مطالعه لطفا” یادداشت برداری ننمائید .

+ نوشته شده توسط بکرانی در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ و ساعت ۱ قبل از ظهر |
 چرا مولكول DNA مارپيچ است؟  

  اگر مولكول دراز و نازك DNA را مانند نردباني مارپيچ در نظر بگيريم مي‌توانيم آن را داراي دو ستون استواري و شمار زيادي پله بدانيم. ستون‌هاي استواري از قند پنج‌كربني دِاكسي ريبوز و گروه‌ فسفات درست شده‌‌ كه يك در ميان به هم وصل شده‌اند. ستون‌هاي استواري به دليل بارهاي منفي گروه‌هاي فسفات و داشتن گروه‌هاي هيدروكسيل(OH) در قندهايشان، آبدوست هستند. اما چهار نوع باز آلي كه پله‌هاي DNA را مي‌سازند، بسيار آبگريزند و فقط در بخشي از لبه‌هاي خود مي‌توانند پيوند هيدروژني برقرار كنند. پس به‌جاست كه بخش‌هاي آبگريز DNA به‌گونه‌اي از دسترس آب به دور باشند و مارپيچي بودن DNA بهترين چاره‌ي كار است.

ساختمان DNA

  در مولكول مارپيچي DNA ستون‌هاي آبدوست به بيرون مولكول و بازهاي آلي آبدوست به درون مولكول آرايش مي‌گيرند. در اين آرايش، بازهاي آلي در يك ستون استواري با بازهاي آلي در ستون استواري ديگر، پيوند هيدروژني برقرار مي‌كنند و همين پيوندها باعث كنار هم ماندن دو رشته‌ي DNA مي‌شوند. هر باز آلي يك رشته با باز آلي بالايي خود در همان رشته، پيوند واندروالسي برقرار مي‌كند. در نتيجه، بازهاي آلي به‌خوبي درون اين مولكول در كنار هم و روي هم جاي مي‌گيرند. با مارپيچي شدن DNA بازهاي آلي از مولكول‌هاي آب دور مي‌مانند. بنابراين، آرايش مارپيچي باعث پايداري مولكول DNA مي‌شود.

  آرايش بازهاي آلي و ستون‌هاي استواري DNA را مي‌توانيم به آرايش مولكول‌هاي فسفوليپيد در ساختمان غشاي سلول مقايسه كنيم. مولكول‌هاي فسفوليپيد نيز چونان مولكول DNA داراي دو بخش آبدوست(گروه فسفات) و آبگريز(رشته‌هاي هيدروركبني) هستند. غشاي سلول از دولايه از اين مولكول‌ها درست شده است، به اين صورت كه رشته‌هاي هيدروكربني به درون غشا و سرهاي آبدوست(گروه‌هاي فسفات) به بيرون و درون سلول(محيط آب) آرايش مي‌گيرند. اين آرايش باعث پايداري ساختمان غشاي سلول مي‌شود.

  تصويرهايي براي فهم بهتر

1. ساختمان DNA از پهلو

2. ساختمان DNA از بالا

3. ساختمان فسفوليپيد

4. دولايه‌ي فسفوليپيدي

5. غشاي سلول

6. ساختمان حباب صابون 

+ نوشته شده توسط بکرانی در جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۸۷ و ساعت ۲۳ بعد از ظهر |
 گاز توليد كنيد! AWT IMAGE  1) هدف‌

  2) آن‌چه نياز داريد

  3) آن‌چه بايد انجام دهيد

  4) آن‌چه رخ مي‌دهد

  5) نكته‌هايي براي والدين و معلمان 

  هدف‌

  تجزيه‌ي آب( H2O ) به اكسيژن و هيدروژن

  آن‌چه نياز داريد

  • دو مداد(مداد HB معمولي مناسب است، اما2= HB بهتر است)

  • شيشه‌ي خالي مربا( با گنجايشي حدود نيم ليتر)

  • قطعه‌ي مربع شكلي از كارتن به اندازه‌اي كه دهانه‌ي شيشه را بپوشاند

  • نوار چسب

  • آب

  • باتري چراغ قوه

  • نمك

  آن‌چه بايد انجام دهيد

  دو انتهاي مدادها را نوك تيز كنيد. پيش از آن كه به تيزكردن انتهاي مدادها بپردازيد، پاكن انتهاي مداد و بخش فلزي آن را به طور كامل جدا كنيد. شيشه‌ي مربا را تا زير دهانه‌ي آن با آب پر كنيد. چند قاشق چاي‌خوري نمك به شيشه‌ي پر از آب بيفزاييد. مربع كارتوني را به سر شيشه بچسبانيد. به دقت، يكي از مدادها را از كارتن بگذرانيد، به گونه‌اي كه نوك مداد به طور كامل زير آب باشد. نزديك سه سانتي‌متر فاصله از مداد اول، همين كار را براي مداد دوم انجام دهيد. مداد اول را از نوك گرافيتي‌اش به انتهاي منفي باتري وصل كنيد. يعني، يك انتهاي سيم را به دور نوك مداد بپيچيد و انتهاي ديگر را به انتهاي منفي باتري. اكنون بايد يك مداد به قطب منفي و مداد ديگر به قطب مثبت باتري وصل شده باشد. انتهاي ديگر مدادها، كه سيم به آن‌ها وصل نيست، بايد در آب غوطه‌ور باشد. اكنون بايد حباب‌هايي از نوك‌هاي غوطه‌ور در آب بيرون بزند.

 

AWT IMAGE

  آن‌چه رخ مي‌دهد

  شما در حقيقت يك پيل الكتروليز درست كرده‌ايد. گرافيت مداد يك هادي جريان الكتريكي است. جريان الكتريكي از قطب منفي باتري به درون گرافيت جريان مي‌يابد و از راه آب به قطب مثبت هدايت مي‌شود. نوك گرافيتي را كه به قطب مثبت وصل است، آند و نوك گرافيتي را كه به قطب منفي وصل است، كاتد گويند. حباب‌هايي كه پيرامون آند تشكيل مي‌شوند، گاز اكسيژن(O 2) هستند. حباب‌هايي كه پيرامون كاتد تشكيل مي‌شوند، گاز هيدروژن(H 2) هستند. حباب‌ها نتيجه‌ي الكتروليز(برق‌كافت) هستند؛ يعني، فرايندي كه باعث تغيير شيميايي در پيل الكتروليز مي‌شود. در اين جا، تغيير شيميايي توليد گاز هيدروژن و اكسيژن از آب است. شما ممكن است متوجه شده باشيد كه پيرامون كاتد نسبت به آند حباب بيش‌تري جمع مي‌شود. اين حقيقت به اين خاطر است كه آب از دو اتم هيدروژن و يك اتم آب تشكيل شده است: H2O . بنابراين، در برابر هر مولكول گاز اكسيژن دو مولكول گاز هيدروژن خواهيم داشت.

  نكته‌هايي براي آموزگاران و خانواده

  آب درون شيشه نبايد زياد نمك داشته باشد. اگر آب بسيار غليظ باشد، احتمال آن وجود دارد كه گاز كلر توليد شود. افزودن فنول‌فتالين(ماده‌اي كه در برخي ضد يبوست‌ها وجود دارد) به آب درون شيشه، باعث افزايش pH در نزديكي كاتد مي‌شود. از اين رو، پيرامون كاتد قرمز مي‌شود. با شيره‌ي كلم قرمز نيز مي توان به اين حقيقت پي‌برد. شيره‌ي كلم قرمز در محل كاتد، آبي و در محل آند، قرمز مي‌شود. البته، مشاهده‌ي اين رويداد دشوار است، زيرا رنگ ارغواني تيره‌ي شيره‌ي كلم، تغيير رنگ را مي‌پوشاند. اگر مي‌خواهيد حباب‌هاي بيش‌تري تشكيل شود، باتري‌هاي بيش‌تري اضافه كنيد.

  اين آزمايش را روي صفحه‌ي نمايشگر رايانه‌ي خود انجام دهيد

 

+ نوشته شده توسط بکرانی در شنبه سی ام آذر ۱۳۸۷ و ساعت ۱۵ بعد از ظهر |

دانشمند كيست؟ 

  دانشمند، چه در گذشته و چه امروز، انساني است كه با دقت و كنجكاوي به بررسي پديده‌هاي جهان مي‌پردازد و مي‌كوشد علت پيدايش آن‌ها، رابطه‌ي آن‌ها و فايده‌ي كاربردشان را دريابد. هزاران انسان در زير درخت سيب نشسته بودند و هزاران سيب از درخت به زير افتاده بود، بي آن كه موجب كشف قانون گرانش(جاذبه) شود. هزاران انسان به سوي درياهاي بيكران بادبان برافراشته بودند، بي آن كه يكي به كشف آمريكا نائل شود. هزاران دانشمند با دقت و جديت به اندازه‌گيري وزن و جرم عناصر شيميايي پرداخته بودند، بي آن كه يكي متوجه رابطه‌ي شگفت‌انگيز ميان آن‌ها گردد. بخت تنها با كساني يار مي‌شود كه با تلاش و پيگيري فراوان به دنبالش باشد.

  دانشمند خوشبخت و موفق كسي است كه كارهاي پيشينيان خود را خوب مي‌شناسد، آن‌ها را ارزيابي مي‌كند، ناكامي‌ها و كاميابي‌هايشان را درمي‌يابد و كار را از جايي دنبال مي‌كند كه پيشينيانش ناتمام رها كرده‌اند. او هرگز از هيچ شروع نمي‌كند، بيراهه و بن بست را دوباره نمي‌پيمايد – مگر اين كه در جايي از آن‌ها به شاه‌راهي برخورد كرده باشد. او همه چيز را خودش بررسي نمي‌كند. همه چيز را آزمايش نمي‌كند، در مواردي به بررسي‌ها و آزمايش‌هاي پيشينيان خود اعتماد و اتكا مي‌كند. در موارد ديگر آن‌ها را مقايسه مي‌كند و در بسياري موارد هم ناگزير خود به بررسي‌ها و تجربه‌هاي تازه‌اي دست مي‌زند – در آن جا كه نتايج مهم، متناقض يا نارسا باشد.

لويي پاستور دانشمند و كاشف بزرگ فرانسوي در چهل‌سالگي دچار سكته‌ي مغزي شد و نيمي از مغزش از كار افتاد. او از آن پس مهم‌ترين كارهاي علمي خود را تنها به كمك نيمي از مغز يك انسان انجام داد.

پاستور

  چگونه دانشمند شده‌اند؟

  هرگز بر حسب تصادف نمي‌توان دانشمند شد. همه‌ي دانشمندان داراي شوق و كنجكاوي بي‌پايان و اراده‌اي استوار بودند. براي زندگي و آينده‌ي خود هدف روشني داشتند و به نيروي خودشان و آينده‌ي تلاش‌هايشان اميدوار بودند. محيط، اجتماع، اعضاي خانواده، آشنايان و نزديكان، معلمان همگي در ايجاد علايق و تشويق افراد موثرند. اما در هر حال، بدون داشتن شوق و كنجكاوي، اراده و اعتماد به نفس، تلاش و پيگيري نمي‌توان دانشمند شد.

  امروز، براثر وجود دانشگاه‌هاي متعدد در بسياري از كشورها و آساني دسترسي به تحصيلات، عده‌ي زيادي از مردم از آموزش‌هاي عالي در سطح تخصصي برخوردار مي‌شوند و هزاران كارشناس و متخصص هر ساله تربيت مي‌شوند. اينان كارمندان علمي هستند، ولي تنها عده‌ي كمي را مي‌توان دانشمند ناميد. كارمندان علمي، هر كدام در رشته‌ي معيني كه دامنه‌ي آن سخت محدود است، كار و تحقيق مي‌كنند. اما دانشمند كسي است كه چنين تحقيقاتي را برنامه‌ريزي مي‌كند. سازمان مي‌دهد و نتايج آن‌ها را براي ايجاد يك نظريه‌ي علمي به كار مي‌گيرد. كارمندان علمي دستياران و همكاران يك دانشمندند و گاه ممكن است خودشان يك دانشمند بشوند.

  يك دانشمند ناگزير است تحصيلات پايه داشه باشد. يعني مقدمات فيزيك، شيمي، علوم طبيعي، رياضيات را به خوبي بداند و بتواند مطالب علمي را دست كم به يك زبان بين المللي خوب بفهمد. آن‌گاه، او در يك زمينه‌ي معين، يعني روي يك پديده به كار علمي مي‌پردازد. آثار مهمي را كه در آن‌باره وجود دارد مي‌خواند و از پژوهش‌هايي كه درباره‌ي آن شده است آگاه مي‌گردد. آن‌چه را كه معلوم شده و آن‌چه را كه هنوز مجهول است جدا مي‌كند، راه‌هايي را كه براي رسيدن به آن مرحله پيموده شده است مورد بررسي قرار مي‌دهد، درباره‌ي كساني كه در آن‌باره كار مي‌كنند اطلاعاتي به دست مي‌آورد. در صورت امكان سعي مي‌كند با آنان همكاري كند، يا دست كم از روش كار و مرحله‌ي پيشرفت آنان آگاه شود. آن‌گاه، براي پيشرفت در راه پژوهش تدوين مي‌كند و به اين كار مي‌پردازد. اگر اين پژوهنده‌ي جوان كار را درست آغاز كرده باشد، از راه درستي برود، كار را با پيگيري دنبال كند و توفيق يابد، ممكن است به زودي دامنه‌ي پژوهش‌هايش گسترش يابد و او را به كشفي بنيادي يا تدوين نظريه‌اي اساسي رهنمون شود و به صورت دانشمندي صاحب‌نظر در يك زمينه درآورد.

پاولف دانشمند روسي مي‌نويسد: " مگذاريد كبر و غرور بر شما مستولي شود. اين غرور موجب مي‌شود جايي كه بايد نرم و آشتي‌پذير باشيد، سرسختي و لجاجت به خرج دهيد و نظرهاي مشورتي سودمند و ياري‌هاي دوستانه را نپذيريد."

پاولف

   چگونه مي‌توان دانشمند شد؟

  هم‌چنان كه گفتيم، نخستين راه كسب دانش و آگاهي است. يعني كسي كه مي‌خواهد دانشمند بشود بايد معلومات پايه را به دست آورد و آن‌گاه در يك زمينه‌ي معين به كسب معلومات تخصصي – و چه بهتر كه دانشگاهي- بپردازد. معلومات تخصصي دانشگاهي از آن لحاظ مهم است كه پژوهنده را با مسئله‌ها و موضوع‌هاي پيوسته و نزديك به موضوع مورد علاقه‌اش به صورت پايه‌اي و منظم آشنا مي‌سازد و به او مقدمات پژوهش و تحقيق را مي‌آموزد.

  اما، به جز تحصيل، مطالعه‌ي كتاب‌ها و مقاله‌هاي مربوط به موضوع مورد علاقه هم يكي از ضرورت‌هاي بنيادي است. كسي كه مي‌خواهد در يكي از رشته‌هاي علمي دانشمند بشود، نوشته‌ها، انديشه‌ها و يافته‌هاي كساني را كه در همان رشته يا رشته‌هاي نزديك و پيوسته به آن كارهاي درخشاني كرده‌اند يا مي‌كنند، بايد به خوبي بشناسد و اگر مي‌تواند بكوشد تا با آنان ارتباط مستقيم برقرار كند. هم چنين، پژوهنده‌ي جوان بايد به مشاهده و آزمون دقيق و پيگير عادت كند و حاصل و نتيجه‌ي هر مشاهده و آزموني را ثبت و هر يك را با مشاهده‌ها و آزمون‌هاي پيشين – خواه مال خودش يا مال ديگران- مقايسه كند. دانش كتابي، دانشي كه تنها بر صفحه‌ي كاغذ وجود داشته باشد، در خور اعتماد نيست و بايد با محك عمل و آزمون سنجيده و ارزيابي شود.

  سنجش و ارزيابي كاري بسيار جدي و در همان حال دشوار است. زيرا پژوهنده بايد هم تيزبين و هشيار باشد و هم با انصاف و بدون تعصب. او نبايد يافته‌هاي خودش و ديگران را قطعي و بي‌اشتباه پندارد. بلكه در عين اعتماد به دانش و كار خويش، هر لحظه آماده باشد تا با پديده‌اي تازه و نامنتظر روبه‌رو گردد. هنگامي هم كه به چنين پديده يا نتيجه‌گيري تازه‌اي برخورد، نبايد شناب‌زده به آن دل ببندد و زود به آن يقين كند. بلكه برعكس، بايد با حوصله به تكرار پياپي آزمايش‌هاي پيشين و بازرسي مجدد راه طي شده بپردازد. اين همه ممكن نمي‌شود مگر با در پيش گرفتن يك شيوه‌ي جدي در زندگي. بهتر است در اين‌باره اندكي بيشتر توضيح دهيم:

  1. هدف: كسي كه مي‌خواهد دانشمند شود، بايد هدف خود را به طور جدي برگزيند، يعني براي خودش مشخص كند در چه رشته‌اي مي‌خواهد كار علمي بكند و آيا قصد دارد كار علمي هدف زندگي‌اش باشد، يا يك سرگرمي خصوصي و شخصي. البته، در سراسر جهان عده ي زيادي بازرگان، روزنامه‌نگار، كارگر، سياست‌مدار و ديگران هستند كه در وقت فراغت به مطالعه و پژوهش علمي مي‌پردازند، ولي عده‌ي به نسبت كمي هم وجود دارند كه كار اصلي آنان مطالعه و پژوهش علمي است و وقت فراغت خود را به موسيقي، ورزش، شادي يا كار ديگر صرف مي‌كنند. او بايد اين مسئله را براي خودش به صورت قطعي روشن كند، چون از لحاظ برنامه‌ريزي‌هاي تحصيلي و براي آينده‌اش اهميت دارد.

  2. برنامه: وقتي هدف براي يك دانش‌دوست جوان معلوم شد، او بايد راه‌هاي رسيدن به اين هدف را كشف و شيوه‌ي پيمودن آن را برنامه‌ريزي كند. براي مثال، اگر دانش‌آموزي مي‌خواهد گياه‌شناس بشود و در جايي كه او درس مي‌خواند رشته‌ي علوم تجربي وجود ندارد، بايد به كمك خانواده‌اش ترتيبي بدهد تا در جاي ديگري اين رشته را تحصيل كند. گاه چنين كاري مستلزم چند سال صرف وقت اضافي، كار كردن و پس‌انداز كردن است. اما درست كساني موفق شده‌اند كه همين راه‌هاي دشوار را برگزيده و از دشواري‌ها، پيچ و خم‌ها و بيراهه‌ها نهراسيده‌اند.

  از اين گذشته، دانش آموزي كه مي‌خواهد گياه‌شناس بشود، بايد همه‌ي درس‌ها را خوب فراگيرد و گمان نكند چون گياه‌شناس خواهد شد، ديگر جغرافيا يا فلسفه به درد او نمي‌خورد. بي‌گمان او به اين آگاهي‌هاي مقدماتي براي گسترش ذهن و بينش خود نياز دارد.

  يك جوان دانش پژوه بايد به نظم عادت كند. يعني ساعت خواب، بيداري، كار، مطالعه، گردش، ورزش و غذاي خود را منظم سازد، به سلامت جسمي و رواني خود توجه كند، در خواندن و نوشتن مطالب دقيق باشد و به نظم و ترتيب وسايل شخصي خود اهميت بدهد. يك موجود شلخته و بي‌بند و بار هرگز دانشمند باارزشي نميشود. سادگي و فروتني دانشمندان راستين را هزگز نبايد مانند نويسندگان كج‌فهم به حساب بي‌توجهي و بي‌بند و باري آنان گذاشت.

  به اين موضوع هم بايد توجه كرد كه هرزه‌گردي فكري، از اين شاخه به آن شاخه پريدن، به هر سوراخي سركشيدن و بي‌برنامه و هدف دنبال مجهولات گشتن هيچ حاصلي ندارد و تنها آن نوع دانش‌ها و آگاهي‌ها سودمند است كه داراي نظم و ترتيب و برنامه باشد. چون دانش به آن گونه آگاهي‌هاي نظام‌داري گفته مي‌شود كه با گسستگي و هوي و هوس سازگاري ندارد.

  3. خودسازي: دانش‌پژوه جوان بايد برنامه‌هاي خود را در جهتي تنظيم كند كه موجب تربيت روحي و جسمي او شود. انجام تمرين‌هاي پيگير براي تقويت اراده، حافظه و دقت، براي مطالعه سريع، براي كار طولاني و مانند اين‌ها گام‌هاي مقدماتي براي كامياي در اين راه است.

  4. الهام: دانش‌پژوه جوان بايد از زندگي و كار دانشمندان الهام گيرد و رفتار و كردار آنان را سرمشق خود سازد. خواندن زندگي‌نامه‌ي آنان و كتاب‌هايي كه درباره‌ي تاريخ علم و فرهنگ نوشته شده است. به او درس‌هاي سودمندي خواهد داد. اين كتاب‌ها پژوهنده‌ي جوان را در شناسايي راه و هدف دانشمندان ياري خواهد كرد، هدفي كه افكندن روشنايي بيشتر به جهان، و زدودن تاريكي‌ها از گوشه و كنار آن است. پس بگذار براي جواناني كه در راه دانشمند شدن گام برمي‌دارند پيروزي و كاميابي آرزو كنيم.

  از زبان دانشمندان 

  • رازي پزشك و انديشمند نامدار ايراني مي گويد: " آنان كه معاشر من بوده‌اند، مي‌دانند و ديده‌اند چگونه از ايام جواني تا كنون عمر خود را وقف دانش كرده‌ام. تا آن‌جا كه اگر كتابي را نخوانده يا دانشمندي را نديده بودم، تا از آن كار فراغت نمي‌يافتم، به كار ديگري نمي‌پرداختم، ولو اين كه زيان بزرگي به من مي‌رسيد. حوصله و جهد من در طلب دانش چنان بود كه در يك فن مخصوص بيش از 20000 صفحه به خط ريز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز صرف تأليف جامع كبير (كتاب حاوي) كردم. بر اثر همين كار نيروي بينايي‌ام ضعيف شد و دستم دچار ناتواني گشت و از خواندن و نوشتن محرومم ساخت. با اين همه از جستجو باز نمانده‌ام و پيوسته به ياري اين و آن مي‌خوانم و مي‌نويسم." (به نقل از كتاب فيلسوف ري، نوشته‌ي دكتر مهدي محقق، ص 225-226)

محمد زكرياي رازي نظريه‌ي ايمني اكتسابي را كه پايه‌ي واكسيناسيون است، مطرح كرد و معتقد بود كه ماده‌ي پيش از پديد آمدن هستي عبارت بود از ذرات تجزيه‌ناپذير(اتم‌ها كه به نسبت‌هاي مختلفي با خلاء آميخته‌اند و عناصر را پديد آورده‌اند. 

محمد زكرياي رازي

  • محمد بن موسي خوارزمي رياضي‌دان نامي درباره‌ي اقسام دانشمندان مي‌گويد: " يا مردي است كه براي نخستين بار دانشي را مي‌شناسد و مي شناساند و آيندگان را ميراث‌خوار علمي خود مي‌سازد. يا مردي است كه آثار به جا مانده از پيشينيان را شرح و تفسير مي‌كند و مطالب مهم و پيچيده‌ي كتاب‌ها را روشن مي‌سازد، براي بيان مطلب راه ساده‌تري نشان مي‌دهد و نتيجه‌گيري را آسان مي‌كند. يا مردي است كه در برخي از كتاب‌ها به نادرستي و آشفتگي برمي‌خورد، پس نادرستي‌ها را اصلاح مي كند و آشفتگي‌ها را سامان مي‌بخشد، با خوش‌بيني به كار مولف مي‌نگرد، بر او خرده نمي‌گيرد و از اين كه متوجه خطا و اشتباه ديگري شده به خويشتن نمي‌بالد." (به نقل از كتاب جبر و مقابله خوارزمي، ترجمه حسين خديو جم، چاپ دوم ص 36) 

محمد بن موسي خوارزمي، كتابي با عنوان جبر و مقابله(درباره‌ي روش حل معادله‌هاي خطي و درجه دومو كتاب ديگري در روش حساب هندي نوشت كه ترجمه‌ي  لاتين آن باعث آشنايي اروپايي‌ها با عددهاي هندي شد و نام او را در واژه‌ي الگوريتم ماندگار كرد.

محمد بن موسي خوارزمي

  
تسهيلات مطلب
ساير مطالب اين بخش ساير مطالب اين بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


كد امنيتي را در كادر بنويسيد
::
+ نوشته شده توسط بکرانی در یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۶ و ساعت ۱۲ بعد از ظهر |

آزمايشگاه علوم : مولكول DNA بسازيد

 | تاريخ ارسال: 4/5/1386 | 

 

DNA ماده ژنتيكي سلول هاي ما و اغلب جانداران است. اين مولكول از دو رشته بسيار دراز تشكيل شده است كه به صورت مارپيچ دوتايي به دور هم پيچ خورده اند؛ چيزي شبيه نردباني كه ستون هاي آن به دور هم پيچ خورده اند. رشته هاي DNA از واحد هايي به نام نوكلئوتيدساخته شده اند. هر نوكلوتيد از يك باز آلي، قند پنج كربني داكسي ريبوز و يك گروه فسفات تشكيل شده است. باز هاي آلي به صورت جفت يافت مي شوند و پله هاي نردبان را مي سازند.

 

ستون هاي نردبان در واقع اسكلت مولكول هستند . اين اسكلت كه از قند داكسيريبوز و فسفات تشكيل شده است، اطلاعات ژنتيكي حمل نمي كند بلكه بازها را با نظم معيني كنار هم نگه مي دارد . در واقع اطلاعات ژنتيكي در ترتيب بازها ذخيره مي شود.

باز ها DNA با رابطه مشخصي با هم جفت مي شوند.: A با T و C با G .

همانندسازي DNA

وقتي DNA همانند سازي مي شود، دو رشته آن همانند زيپ از هم باز مي شوند.

بازهاي جديد با بازهايي كه در معرض قرار گرفته اند، جفت مي شوند و در نهايت دو مولكول همانند به وجود مي آيد.

 

از رابطه جفت شدن بازها استفاده كنيد و مولكول DNA بسازيد. روي هر نوكلئوتيد كليك كنيد

و آن را به موقعيت مناسب بكشيد. به سوي بازي ...

براي انجام اين بازي به نرم افزار فلش نياز داريد. اين نرم افزار را دريافت كنيد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط بکرانی در دوشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۶ و ساعت ۱۳ بعد از ظهر |

كالبدشناس جانوران يكي از پايه‌اي ترين و كهن‌ترين كارهاي زيست‌شناسان است. شما در كلاس زيست‌شناسي

با تشريح ماهي و قورباغه چنين كاري را تجربه مي‌كنيد. اما يك معلم امريكايي به نام ريچارد هيل اين كار را براي شما آسان‌تر كرده است. شما مي‌توانند بدون بو كردن فرم آلدهيد، قورباغه‌اي را تشريح كنيد، با قيچي و چاقوي مجازي شكم قورباغه را باز كنيد، چربي‌هاي زير شكم را برداريد و بخش‌هاي دروني آن را ببينيد. شما با انجام اين فعاليت روش درست تشريح قورباغه را مي‌آموزيد و شمار قورباغه‌هايي را كه در راه دانش قرباني مي‌شوند كاهش مي‌دهيد . شروع كنيد ...
+ نوشته شده توسط بکرانی در چهارشنبه دهم مرداد ۱۳۸۶ و ساعت ۱۱ قبل از ظهر |